تبليغاتX
منبع کدهای مینوس

www.pishiiiiii.blogfa.com


SsAaLaAaAaAM BaARo0BAaAaAaXx


heh!!!iranio hezaran hezar majaraa 
 
در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر كرد كه اگر
 
چه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او
 
بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه
 
قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست
 
مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود.
 
روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند،
 
آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك
 
دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس
 
ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس
 
بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟
 
فكركنید.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.شما هم یك ایرانی هستید. حدس بزنید...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر
 
می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند !!!!
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 15:2  توسط kimia  | 


روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم

موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!!!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:29  توسط kimia  | 


SaLaaaaaM Be HaMeEe iN Mo0DaT PeYdAMo0N NaBo0D MaShGho0Le KhaRZaDaN Bo0DiM Va3 HaMin DiGe BIKHiYaLe NeTo0 CoMo MoBo DaDaRDo0Do0ro KhoLa3 HaMeChiZ Sho0DiM AmA Kho0DaaaaaaaaaRo0ShoKR In EmTeHANaYe Ko0Fti Ro0 Ke ellahi Mo0KhTAReESH BeRE La TeReYLi BeLaKhARE EtMaMiiiiiiiiiideYvaaaL

 DiRo0Z YaNI 5$haNbE Ba BaRo0BaX GhaRaR   Go0ZaShTiM Ke Va3Ye TaNaVo0 HaM Ke $ho0De Va3Ye Kha$TeGi DaRKaRdaN  BeRim BiRo0N Kho0La3 Ko0LLi TiP ZaDiMo0 GheRo0FeRo0 In  HaRfa Va RaFtiM NaZar AGha JaTo0N KhaLi YaK BeGiR BeGiRi Bo0D Ke HaMe DaRJa Ko0P KaRdiMo Be To0Re OoToOMaTiKVaR TaMoOMe Kha$teGiYe In Ye MaHe Az TANeMo0N DaR RaFt TaZe GhaZiYe Be HaMiNja HaM KhaTm NaSho0D Ma DaShTim EyNe Do03Ta BaCheYe KHo0Be Be SheDDaT PaSto0RiZe va Ba$haKhSiYaT  BaR MIGa$hTiM Kho0Ne Ke YeHo0 Do0TA Az In FaTme OoGhDeIya Az Ye EleGaN$e Po0Li$ PIYaDE Sho0DaNo0 OoFTaDaN 2NBaLe Ma...haLa Ma boDo OoNa BoDo BeLaKhaRe Ba HaR BaDBakhTiii Bo0D Az DaSe$ho0N DaR RaFtiM HaLa iNa Ro0 Go0FtaM Ke Sho0MaM Age Ye Ro0z InGHaDaR Az DaR$te In DaRsaYe CheRt KoFri Sho0DiN YaDeTo0N BE In BiYo0Fte Ke KhaR ZaDaN KheeeeeeeeeYli BeHtaR Az IneKe aDaM Be Mo0DaTE Nim Sa@T FaGhaT BeDAve O0NaM Az Da$Te Kiiii????Ye FaTmeYe OoGhdeiiii 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:27  توسط kimia  | 


  

یک روز احمدی نژاد و آقای کروبی وخانم گو

هر الشریعه دستغیب داشتند
  برای افتتاح یک تونل جدید مترو می
  رفتند. اتفاقا هدیه تهرانی هم به
  عنوان نماینده هنرمندان با آنها
  بود. در همین موقع قطار وارد تونل
  شد و همه جا تاریک شد. 
  
  
  اول صدای یک ماچ آمد و بعد صدای
  خوردن یک سیلی محکم. قطار از تونل
  بیرون آمد و احمدی نژاد صورتش را
  که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده
  بود، با دستش پنهان کرده بود. همه
  زیر چشمی به هم نگاه کردند و هیچ کس
  هیچ حرفی نزد. 
  
  
  گوهر الشریعه دستغیب با خودش فکر
  می کرد: این احمدی نژاد احمق می
  خواست هدیه تهرانی را ببوسد، او هم
  با سیلی زد توی صورتش. 
  
  
  هدیه تهرانی با خودش فکر می کرد:
  این احمدی نژاد احمق می خواست مرا
  ببوسد، اما اشتباها گوهرالشریعه
  دستغیب را بوسید، او هم با سیلی زد
  توی گوشش. 
  
  
  احمدی نژاد داشت با خودش فکر می
  کرد: این حاج آقا کروبی هدیه
  تهرانی را بوسید، او هم فکر کرد من
  او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من. 
  
  
  آقای کروبی هم داشت با خودش فکر می
  کرد: اگر وارد یک تونل دیگر بشویم،
  دوباره صدای بوسیدن در می آورم و
  یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش
  احمدی نژاد.. 
(didam matlab va3 up nadaram go0ftam ye dastan az kho0dam besazam kho0la3 ke ziyad jeddi nagirin)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 16:0  توسط kimia  | 


so0alo0 javabaye sare kariiiii!!!!!!iiiiii

سوال:آن کدام سوال است که هیچوقت نمیتوان آنرا با بله جواب داد؟
جواب:آیا شما خوابید؟
سوال:چه چیزی از پیدا کردن یک کرم توی سیب بدتر است؟
جواب:یک کرم نصفه و له شده.
سوال:آن چیست که با گفتن نامش شکسته میشود؟
جواب:سکوت.
سوال:ترقه ی بزرگ به ترقه ی کوچک چه میگوید؟
جواب:صدای من از صدای تو بلندتر است.
 سوال:وقتی یک دختر بچه قاشق چای خوری اش را قورت بدهد چه اتفاقی می افتد؟
جواب:دیگر نمی تواند چایش را هم بزند.
سوال:پایان هر چیز چیست؟
جواب:حرف ز.
سوال:وقتی در خیابان می دویم بهترین کاری که می شود کرد چیست؟
جواب:بر داشتن شماره پلاک ماشینی که ما را له می کند.
سوال:چرا لباس می خریم؟
جواب:چون مغازه دار نمی گذارد همینطوری آنها را بر داریم.
سوال:چرا همیشه به رختخواب میرویم؟
جواب:چون هیچوقت رختخواب پیش ما نمی آید.
سوال:چرا زندگی سخت ترین معما است؟
جواب:چون همه از آن ناامید می شوند و دست می کشند.
سوال:چرا بینی انسان یک مترونیم نیست؟
جواب:چون در آن صورت می شد از آن به عنوان پای سوم استفاده کرد.
سوال:چرا ممکن نیست دو روز پشت سر هم باران ببارد؟
جواب:چون بین هر دو روز یک شب است.
سوال:چرا دکترها آدمهای بدی هستند؟
جواب:چون شما را اذیت می کنند بابتش پول هم می گیرند.
سوال:چرا گوسفندهای سفید بیشتر از گوسفندهای سیاه غذا می خورند؟
جواب:چون در دنیا تعداد گوسفندهای سفید خیلی بیشتر از گوسفندهای سیاه است.
سوال:چه ساعتی خطرناک است؟
جواب:ساعتی که بالای در آویزان باشد و میخش هم شل شده باشد.
سوال:زمانیکه ساعت سیزده را نشان دهد وقت چیست؟
جواب:وقت آن است که آنرا تعمیر کنیم.
سوال:آنجا کجاست که انسان تا به حال نبوده و هرگز هم نخواهد بود؟
جواب:کنار خودش.
سوال:زمانیکه یک پسر بچه توی آب می افتد اولین کاری که انجام می دهد چیست؟
جواب:خیس شدن.
سوال:چه زمانی ممکن است جیب شما خالی باشد و در عین حال یک چیزی توی آن باشد؟
جواب:وقتیکه ته جیبمان سوراخ باشد.


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 22:37  توسط kimia  | 


madremadre3ye kharejiya...madre3ye iro0niyaaaa...!!!erdam

شاگردان مدرسه ی خارجیها سر وقت میروند توی مدرسه و سر وقت از مدرسه میایند بیرون ولی

شاگردان مدرسه ی ایرانی ها با تاخیر وارد میشوند و هنوز ساعت درس تمام نشده...جیم فنگ!!!
در مدرسه ی خارجیها همه از در داخل میشوند و از در خارج میشوند اما شاگردان ایرانی چون دیر

به مدرسه میروند و زود فرار میکنند باید از دیوار بروند که اقای ناظمیان انها را نبیند.
در مدرسه ی خارجیها ازمایشگاه و لابراتوار و کارگاه وجود دارد ولی در مدرسه ی ایرانی ها بچه

ها با کمک قوه ی تخیلشان همه ی اینها را مجسم میکنند.
در مدرسه ی خارجی هامعلمها با بچه ها دوست  هستند ولی در مدرسه ی ایرانی ها معلمها

بدجوری با بچه ها دوست هستند.
مدرسه ی خارجیها پر از خارجی و مدرسه ی ایرانی ها پر از اخراجی است
P/-\\//-\R/-\GI-Iiii!!!:kho0daish kheeeeeeeeeyli madre3haye to0o0o0opi darimaaa asle haleee


+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 22:11  توسط kimia  | 


teste IQ 2:
سوال اول:چطور یک ظرافه را درون یک یخچال جا میدهید؟
جواب درست:در یخچال را باز میکنیم.زرافه را درون یخچال میگذاریم و بعد در

یخچال را میبندیم.
این سوال این مسئله را ازمایش میکند که ایا شما چیزهای ساده را از راه های

پیچیده انجام میدهید یا نه
سوال دوم:
چطور یک فیل را در یخچال جا میدهید؟
جواب درست:مثل بالایی جواب دادید؟
نه خیر!!! اول در یخچال را باز میکنیم.زرافه را در میاوریم بعد فیل را 

میگذاریم ان تو بعد در یخچال را میبندیم
این سوال میبیند که ایا شما به نتایج کارهای خودتان توجه کافی دارید یا نه.
سوال سوم:
شیر سلطان جنگل همه ی حیوانات را به جنگل دعوت کرده تا در کنفرانس جنگل

شرکت کنند.همه هستند غیر از یک نفر.کی؟
جواب درست:خب فیل چون هنوز توی یخچال است.
این سوال حافظه تان را محک زد.اگر این سه تا سوال را تا به حال غلط جواب

دادید به درست جواب دادن سوال بعدی خیلی امیدوار نباشید.
سوال چهارم:
رودخانه ای در همان جنگل هست که حتما باید از روی ان رد بشوید اما پر از

تمساح است.چگونه این مساله را حل میکنید؟
جواب درست:باید شنا کنید.البته خطری ندارد چون همه ی تمساحها در کنفرانس

جنگل هستند.
این سوال میخواست ببیندکه شما چقدر سریع از اشتباهتان درس میگیرید.


+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 16:19  توسط kimia  | 


teste IQ:
1-جنگهای صد ساله چند سال طول کشید؟
الف)116 سال
ب)99 سال
ج)100 سال
د)150
2-کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟
الف)برزیل
ب)شیلی
ج)پاناما
د)اکوادور
3-روسها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف)ژانویه
ب)سپتامبر
ج)اکتبر
د)نوامبر
4-اسم شاه جرج سوم چه بود؟
الف)ادر
ب)البرت
ج)جرج
د)مانوئل
5-نام جزایر قناری در اقیانوس ارام از کدام حیوان گرفته شده؟
الف)قناری
ب)کانگورو
ج)توله سگ
د)موش

javabha:

1-جنگهای صد ساله در واقع 116 سال طول کشید!!!!!
2-کلاه پاناما در اکوادور تولید میشود!!!!
3-انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشود!!!!!
4-اسم شاه جرج البرت بوده!!!!!
5-اسم لاتین این جزایر insilaria canaria است که یعنی جزایر توله

سگ!!!!!    پس نتیجه میگیریم که بیخیال آی کیو بشی سنگینتره


 


+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 14:1  توسط kimia  | 


 

View Full Size Imageمرد هر روز دیر سر کار حاضر میشد.وقتی میگفتند

 چرا دیر میای؟جواب میداد یک ساعت بیشتر میخوابم تا

انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم برای ان یک ساعت هم که پول نمیگیرم
یک روز ریئس او را خاست و برای اخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید
مرد هر وقت مطلب اماده برای تدریس نداشت به رئیس اموزشگاه زنگ میزد تا شاگردها ان روز برای کلاس

نیایند و وقتشان تلف نشود. یک روز از پچپچ های همکارانش فهمید که ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار

نشود
مرد هر زمان نمیتوانست کار مشتری را با دقت و کیفیت در زمانی که انها میخواهند تحویل دهد سفارش را

قبول نمیکرد و عذر میخواست. یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند
مرد نشسته بودو به موهای کم پشتش دست میکشید.بعد به فکر فرو رفت .باید کاری میکرد.ناگهان فکری به ذهنش

رسید.او میتوانست بازیگر باشد.
از فردا صبح مرد هر روز به موقع سر کارش حاضر میشد کلاس هایش را مرتب تشکیل میداد و همه ی سفارشات

مشتریانش را قبول میکرد.
او هر روز دو ساعت سر کار چرت میزد. وقتی برای تدریس اماده نبود در کلاس راه میرفت دستهایش را به هم

میمالیدوبا اعتماد به نفس میگفت:خب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور میکنیم.
سفارشهای مشتریانش را قبول میکرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی میاوردتا کار را دیرتر تحویل دهد.تا حالا

چند بار مادرش مرده بود دوسه بار پدرش را به خاک سپرده بودو ده ها بار به خاستگاری رفته بود.  حالا رئیس او 

خوشحال است که او را ادم کرده مدیر اموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای

اول زیاد شده اند اما او دیگر با خودش صادق نیست


+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 11:56  توسط kimia  | 


salaaaaaaaaaaaaaaaaaam be hame man kimia hastam nevisandeye in weblog va alan avalin bariye ke inja chizi minevisam vaghean in weblog 2rost kardanam dardesari booda engar hameye adamaye jahan ye weblog va3 khodeshoon daran chon har esmi migzashtam yeki ghablan gozashte bood  khola3 dige naomid shode boodam ke in detent be zehnam resid doostam mige  detent mano yade dentist mindaze dokhtar khalam ham mige in esm mano yade date mindaze ke yani gharar molaghate 2khtar ba pesar hala shoma be bozorgiye khodetoon bebakhshid ke ye esme 2rost hesabi roosh nagzashtam ama ba in hal begam ke detent yani sheytoonak khob dige va3ye indafe ba3 ishala dafeye dige matlab az darodifale inja bala bere felan bye all kimi


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 13:31  توسط kimia  | 




detent

kimia

detent

http://detent.blogfa.com

SsAaLaAaAaAM BaARo0BAaAaAaXx

SsAaLaAaAaAM BaARo0BAaAaAaXx

SsAaLaAaAaAM BaARo0BAaAaAaXx

MaAaN KiiiMiiia HaAsSTaAM NeEViSsANDeEYeE iin WwEeBLo0G VaA iN AvVaLiiiN WeEBLo0GiYeE Ke 2Ro0SsT MiiiKo0NaAm RaASsTiii iNaAM BeEGaAM KeE AsShEGHeE To0(-)iiii!!!!iiii VaA AaHaANGaAsShAM VaA AGe AaHaANGeE JaDiDi Kho0ND HaTMaAN VvAa3YeE DawWwNLo0AaD MiGZaRaAM AaGeE KaRaAM DaASHTiN iDiM Ro0 aADd KAaRiSsH Ko0NiN
kimia_spark C(-)iiii!!!!iiiiZzZ:D

SsAaLaAaAaAM BaARo0BAaAaAaXx

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog